جنگ دوم جهانی
و اشغال ايران
- شهریور 1320
مهدي جنگروي
در سحرگاه روز بيست و دوم ژوئن سال 1941 (يكم تيرماه 1320) نيروي زميني ارتش آلمان آتش سهمگين خود ر در طول جبههاي كه از درياي بالتيك ت درياي سياه وسعت داشت، بر روي دشتهاي روسيه باز كرد. حمله آلمان به شوروي، ايران ر به صورت حلقه ارتباطي بين انگلستان و روسيه درآورد. دولت ايران كه در موقعيت حساسي قرار گرفته بود، سعي كرد ت سياست بيطرفي ر كه همزمان ب آغاز جنگ دوم جهاني اتخاذ كرده بود، همچنان حفظ كند.
يادداشت مشترك انگلستان و شوروي به ايران در خصوص اخراج اتباع آلمان از كشور كه حالت اولتيماتوم نيمه رسمي داشت، ب اين هدف به دولت ايران تسليم شده بود كه ب رد آن و ي عدم ارسال جواب از سوي ايران و بالنتيجه اخراج آلمانيه از كشور، عذر موجهي براي متفقين فراهم آورد ت بتوانند ايران ر اشغال نموده و طرحهاي خود ر به مرحله اجر درآورند.
سرانجام در سپيده دم روز سوم شهريور 1320 نمايندگان سياسي دولتهاي شوروي و انگلستان در تهران، به منزل علي منصور نخستوزير وقت ايران رفته هر يك يادداشتي تسليم وي نمودند و توسل دول متبوع خود ر به نيروي نظامي بر عليه ايران اعلام كردند. در همان لحظاتي كه نمايندگان سياسي كشورهاي مزبور در منزل نخستوزير مشغول مذاكره بودند، تجاوز خود ر به مرزهاي ايران شروع كردند. نيروي هوايي شوروي در آذربايجان به بمباران شهرهاي بي دفاع پرداخته و نيروي زميني و موتوريزه آن كشور از طريق جلف به سمت تبريز سرازير شده بود. در خوزستان قواي انگليس به بنادر شاهپور و خرمشهر حلمه بردند و كشتيهاي جنگي ايران ر غافلگير نمودند. نيروي هوايي انگليس، اهواز ر بمباران كرده ستون ديگري از نيروهاي انگليسي از قصر شيرين به سوي كرمانشاه به حركت درآمدند.
ب تجاوز قواي انگليس و روس از جنوب و شمال به كشور، رضاشاه ارتش ر به مقابله فراخواند، ولي به جز مقاومت پراكنده چند روزه، ارتشي كه هزينه سنگين آن ر مردم متحمل شده بودند، طي سه روز درهم شكست و كشور به اشغال ارتش شوروي و انگليس درآمد و امراي ارشد آن ب همان چادرهايي كه ممنوع شده بود، گريختند و پس از سه روز دولت ايران تصميم خود مبني بر ترك مقاومت ر به اطلاع سفراي كشورهاي اشغالگر رساند و در مقابل از آنه خواست ت عمليات جنگي ر متروك و پيشروي خود ر متوقف سازند.
روز هشتم شهريور سال 1320 دولت فروغي در تهران حكومت نظامي اعلام كرد و سپهبد اميراحمدي به فرمانداري نظامي تهران منصوب گرديد و در روز 25 شهريور وقتي قواي روس و انگليس وارد پايتخت شدند و تهران ر اشغال كردند رضاشاه بي درنگ استعف داد و عازم بندرعباس گرديد.
===============
ارتش در شهريور 1320
سيدمصطفي تقوي
در طول تاريخ، و به ويژه پس از تأسيس سلسله صفويه، ب توجه به تهديد استقلال و تماميت ارضي كشور از سوي دولتهاي همسايه، تقويت بنيه دفاعي كشور مهمترين ركن تصميمگيريه و سياستگزاريهاي دولتهاي ايران بوده است. پس از شكست ايران از روسيه در عهد فتحعلي شاه قاجار، نياز به بازسازي قواي دفاعي هم از نظر سازماندهي و ساختار و هم از نظر تأمين تجهيزات و تسليحات جديد و پيشرفته، بيش از پيش احساس گرديد. چون برآورده شدن اين نياز و تشكيل ارتشي نيرومند ب اهداف استعماري قدرتهاي همسايه ايران تضادي بنيادين داشت، بنابر اين، هيچ كدام از سلاطين قاجار و دولتهاي آنه در برآورده ساختن اين هدف توفيقي نيافتند. به همين علت، حتي در نهضت مشروطه هم به رغم تأكيد علماي نجف بر تشكيل يك ارتش نيرومند كه قادر به دفاع از كيان كشور باشد، باز هم اين هدف درگيرو دار كارشكنيهاي قدرتهاي همسايه برآورده نشد.
پس از آنكه در روسيه انقلاب بلشويكي رخ داد و بريتاني هم به دليل مشكلات گوناگون داخلي و خارجي ناشي از جنگ جهاني اول، ناگزير گرديد نيروهاي نظامي خود ر از ايران فر بخواند، تشكيل نيرويي نظامي براي پر كردن اين خلاء و حمايت از حكومت كودت و تأمين امنيت موردنظر بريتاني در دستور كار قرار گرفت. بدينگونه است كه رضاشاه اجازه، و به بيان ديگر، مأموريت يافت كه اين نيروي نظامي ر تشكيل و سازماندهي نمايد و خود ر به عنوان مبتكر بزرگ و اصلي تأسيس ارتش نوين ايران وانمود سازد. اين ارتش در سركوبي ملت ايران و تحكيم حكومت كودت و تعميق اختناق و ديكتاتوري موفقيت بسياري داشت و رضاشاه در مرداد 1320، يعني چند صباحي پيش از متلاشي شدن ارتش و خروج خود از كشور ميگفت: « قشون من عاليترين قشوني است كه امروز در دني ميتوان نشان داد.» ام اين پرسش مطرح ميشود كه چر همين ارتش در شهريور 1320 قادر به كمترين مقاومت در برابر هجوم بيگانه و دفاع از كشور نبود؟
نگاهي به پارهاي از خاطرات سپهبد اميراحمدي، براي پاسخ به اين پرسش و روشن شدن ماهيت آن ارتش مفيد به نظر ميرسد. ايشان در خاطرات خود مينويسد كه در ماجراي شهريور 20 به رضاشاه گفته بود كه « اعليحضرت بايد يكي از دو راه ر انتخاب فرمائيد: يكي آنكه اگر تصميم به جنگ گرفتهاند و ميخواهند در تاريخ زندگي سياسي اعليحضرت اين نقطه ضعف نباشد كه در برابر ديگران سر تسليم فرود آوردهاند ستاد ارتش ر به همدان ببرند و ب لشكرهاي كرمانشاه و كردستان و لرستان و خوزستان در برابر نيروي انگليس بجنگند و مر هم به آذربايجان بفرستند كه ب قواي موجود ت آخرين نفر در برابر قواي روس بجنگم. ب اطمينان به اينكه غلبه ب آنهاست و م كشته ميشويم.... در آينده وقتي كتاب خدمات درخشان بيست ساله اعليحضرت ر ورق بزنند، در ورق آخر اين است كه سر تسليم در برابر بزرگترين نيروي نظامي جهان فرود نياورد و ايستادگي كرد و مردانه جان داد و نامي بزرگ در تاريخ به يادگار خواهيد گذاشت... اگر مصلحت نميدانيد كه به چنين كاري دست بزنيد، شق دوم اين است كه راه به آنه بدهيد و...».
ايشان در بخش ديگري از خاطراتش ب اشاره به وضع نابسامان ارتش در روزهاي شهريور 20 مينويسد به رضاشاه گفتم: « ب ترتيبي كه من ديدهام، اين پادگانه متفرق خواهد شد و همين پنجاه هزار نفر نظامي اگر اداره نشوند، ممكن است خودشان شهر ر غارت كنند و اسباب هرج و مرج شوند.» همو در جاي ديگري عملكرد ارتش پس از آغاز حمله متفقين ر اينگونه توضيح ميدهد: « در همه ج ارتش ايران، بدون استثناء، اين عمل ر كرد كه فرماندهان قشون ت آنج كه توانستند نقدينه و اشياء سبك وزن قشون ر ب خود برداشته و فرار كردند و ساير افسران و درجهداران و افراد هم اسلحه و مهمات و آذوقه موجود ر برداشته و به اين و آن فروختند. و اگر در چند نقطه هم زد و خورد شد، قابل بحث و نقل نيست.» ايشان همچنين مينويسد كه در آن روزهاي سرنوشتساز، فرماندهان عالي ارتش صورتجلسهاي تنظيم كردند « مبني بر اينكه ب قشوني كه از افراد نظام وظيفه تشكيل شده نميتوان در برابر قشون منظم روس و انگليس مقاومت كرد و ممكن است خود افراد برخلاف اينكه ب دشمن بجنگند، ب دشمن همكاري كنند.» سرانجام در جاي ديگري روحيه رضاشاه و ارتش ر اينگونه به تصوير ميكشد: «.... متوجه شدم كه سربازخانه متلاشي شده و فرماندهان نالايق و ناصالح سربازه ر لخت كرده و از سربازخانهه بيرون كردهاند.... . رضاشاه درنظر گرفته بود كه شبانه به جانب اصفهان حركت كند، ولي افسران ارشد و امراء ارتش همينكه بوي جنگ شنيدند، هر يك از گوشهاي فرار كردند. و رضاشاه در قصر سعدآباد درصدد حركت به اصفهان بود كه افسران ب عجله تمام به فرار ميپرداختند. وقتي من اول شب به باشگاه افسران رفتم، عدهاي از افسران عالي رتبه ر ديدم كه آخرين چاره ر فرار ميدانستند. من گفتم اين مردم ساله از م نگهداري كردند و به م احترام گذاشتند براي چنين روزي. و اكنون اگر شم هم فرار كنيد، لكه ننگي بر دامان تاريخ اين مملكت خواهيد گذاشت .... ساعت 12 شب كه به باشگاه افسران آمدم، متأسفانه، آن عده افسري هم كه در باشگاه بودند خارج شده بودند و بجز اميرموثق نخجوان كه ب رنگ پريده در راهروهاي باشگاه افسران قدم ميزد، و معلوم شد وسيله نقليهاش ر ديگران بردهاند و پاي فرار نداشته، افسرهاي ارشد و امراي ارتش همه فرار كرده و از تهران خارج شده بودند.»
گفتههاي سپهبد اميراحمدي به عنوان يكي از فرماندهان عالي ارتش آن روز و يك شاهد عيني وضع شاه و ارتش در واقعه شهريور 1320، بيانگر واقعيت و حقيقت تلخي است كه ماهيت نظام سياسي حكومت پهلوي و قواي نظامي آن ر به چالش ميكشاند. البته چون اميراحمدي خود بخشي از سيستم نظامي سياسي ناسالم و ناكارآمد رضاشاه بود، قادر به درك ماهيت آن نبود. اگرچه او خود در جاي ديگري از همين خاطرات از قول سرهنگ شهاب مينويسد: « مملكت چه و قشون چه؟ سرتاسر ايران يعني املاك اختصاصي شاه و قشون نيز به منزله اسكورت شاه ميباشد.» ام گوي نميتواند علل واقعي درماندگي شاه و ارتش در آن ايام ر دريابد.
پر واضح است، از كسي كه ب طرح و دستور بريتاني به سلطنت ميرسد نميتوان انتظار داشت كه همچون نادرشاه و شاه اسماعيل و ديگر سلاطين پيشين ايران، در هنگامه خطر براي كشور تن به جانبازي و فداكاري دهد و ب استقبال از شهادت در راه وطن نامي بزرگ در تاريخ از خود برجاي بگذارد. همچنين ارتشي كه براي تحكيم چنين شخصي و چنين حكومتي سازماندهي شده باشد، نقشي بيش از سركوبي ملت و اسكورت كردن آن شاه نداشته و در ايام بحران جز ننگ فرار و غارت مردم و اموال نظامي چيزي نصيب خود نخواهد كرد.
در طول تاريخ، همواره كساني ميتوانستند در راه وطن از جان خود بگذرند و به افتخار سربازي و شرف جانبازي نائل آيند و نامي بزرگ در تاريخ از خود برجاي بگذارند كه از ملت برخاسته و ب آن پيوندي ناگسستني داشته و بدان ايمان داشتهاند. و اين همان چيزي بود كه متأسفانه نظام سياسي و ارتش رضاشاه از آن بي بهره بود. راز واماندگي و زبوني و تلاشي رژيم رضاشاه و ارتش آن در شهريور 1320 نيز در همين نهفته است.
=========
شناسنامه جنگ جهاني دوم
آلمان در ۱ سپتامبر، ۱۹۳۹ به لهستان حمله کرد، این تاریخ متداول آغاز جنگ جهانی دوم در غرب میباشد. منابع دیگر حمله ژاپن به چین ر در ۷ ژوئیه، ۱۹۳۷، آغاز جنگ میدانند، و ی حتی حمله ژاپن به منچوری ر در ۱۹۳۱.
دلایل آغاز جنگ
جنگ جهانی دوم به دلایل بسیاری آغاز شد. بعضی از اصلی تربن آن ها، بحران اقتصادی و تورم، درخواست غرامت جنگی از جمهوری وایمار آلمان پس از جنگ جهانی اول. رکود اقتصادی و نیاز ژاپنبه مواد اولیه بود که باعث ظهور و رواج اندیشه فاشیسم و ملی گرایی، ظهور اندیشه دیکتاتوری و محدود کردن فکر و اندیشه شد.
جنگ جهانی اول به پایان رسید، ام نظام سرمایهداری اروپ جنگ دیگری ر آبستن بود. سرمایهداری اروپ از بازارهای پس از جنگ فربه شده بود. تنه چند ماه پس از جنگ جهانی اول بود که شوراهای انقلابی کارگری به ویژه در آلمان پدید آمده و شدید طبقهی حاکم ر نگران کرده بودند. به همین خاطر طبقهی حاکم آلمان به تسلیح میلشیای ارتجاعی همت گمارد ت «خطر» انقلاب ر برطرف کرده و بتواند روسیه ر از حمایت کارگران اروپ محروم نماید. شوراهای انقلابی کارگری درهمکوبیده شدند و بحران اقتصادی بر جای ماند ت این که در سال ۱۹۲۹ میزان بیکاری به درجهای بیسابقه رسید. اشتهای استعماری قدرتهای بزرگ سرمایهداری و رقابتهایشان هم در این زمان به شدت تقویت شده بودند.
پیش زمینه جنگ
در آلمان پنج میلیون نفر بیکار بودند و از آن جایی که این کشور مستعمره نداشت، نمیتوانست محصولاتش ر به فروش برساند. هیتلر سال ۱۹۲۵ در کتابی به نام نبرد من (Mein Kampf) اعلام کرد که باید در فکر «فضایی برای حفظ موجودیت نژادژرمن» بود و باید برای این مهم «به شرق نگریست». او سپس برای به دست آوردن بازارهای جدید برای محصولات آلمانی مسئلهی نابودی «یهودیت – بلشویسم» ر مطرح نمود. این تنه کارفرمایان آلمانی از قبیل زیمنس، بایر، کروپ ی بُش نیستند که از نظرات هیتلر پشتیبانی کردند، و صندوقهای نازیسم ر پر از پول و امکانات نمودند. کارفرمای فولادسازی تیسن ۱۰۰ هزار مارک طل به نازیه داد و هیتلر سال ۱۹۳۳ به قدرت رسید. ورث در کتابی که سال ۱۹۶۴ به نام (روسیه در جنگ، از استالینگراد ت برلین)، منتشر نمود، چنین نوشت:«مبارزه ب بلشویسم جهانی هدف اصلی سیاست آلمان بود.» هیتلر سال ۱۹۳۹ به تاریخدانی به نام کارل بورکهاردت گفت:«هر چه من در نظر دارم برضد روسیه است. اگر غرب آن قدر احمق است ت این موضوع ر بفهمد، من مجبورم ب روسه سازش کنم ت غرب ر به صورت نظامی شکست دهم و سپس تجدید قو کرده و اتحاد شوروی ر نابود نمایم.» عمل غرب در سال ۱۹۴۰ از پای درآمد و هیتلر یک سال بعد علیه شوروی وارد عمل شد.
جنگ در اروپا
آلمان در ۱ سپتامبر، ۱۹۳۹ (میلادی)|۱۹۳۹ به لهستان حمله کرد، این تاریخ متداول آغاز جنگ جهانی دوم در غرب میباشد. در پی این ب اعلام جنگ کشورهای انگلیس، فرانسه و بلژیک به آلمان جنگ جهانی دوم آغاز گشت.
روز ۲۲ ژوئن ۱۹۴۱ عملیاتی ب نام رمز بارباروس آغاز گشت. پنج میلیون سرباز ارتش هیتلری (Wehrmacht) به شوروی حملهای برقآس کردند. روز ۳ مارس همان سال هیتلر دستوری ب این مضمون صادر کرده بود:«تمام شوراه باید نابود شوند، هر سرباز آلمانی که در این راه قوانین بینالمللی جنگ ر زیرپ بگذارد عفو و بخشوده میشود.»
ارتش فرانسه در سال ۱۹۴۰ فقط ۲۸ روز در برابر ارتش هیتلری دوام آورد و نابود گردید. پس از این شکست بود که روزنامهی آمریکایی نیویورک پست در شماره ۲۲ ژوئن ۱۹۴۱ نوشت:«باید معجزهای به بزرگی نازل شدن انجیل روی دهد ت ارتش سرخ بتواند در مدت کوتاهی از یک شکست کامل رهایی یابد.» کمی بیش از یک ماه بعد، در ژوئیه، ارتش آلمان در مقابله ب ارتش سرخ ۲۰۰ هزار کشته داد و این تعداد ۴ برابر کل کشتهشدگان این ارتش در حملاتش در غرب بین سالهای ۱۹۳۹ و ۱۹۴۰ بود. در سال ۱۹۴۲ نبرد استالینگراد ۳۳۰ هزار سرباز آلمانی ر کنار زد، در سال ۱۹۴۳ ارتش هیتلری ۵۰۰ هزارنفر ر در نبرد کورسک معروف به نبرد تانک ه از دست داد. نخبگان اس اس در این زمان به کلی نابود شدند. ارتش سرخ موفق گردید که ۶۰۷ لشکر از ۷۸۳ لشکر هیتلری ر در تمام جبهههای جنگ نابود نماید.
در ۶ ژوئن ۱۹۴۴ نیروهای متفقین مرکب از ارتشهای کشورهای انگلستان، کاناد و ایالات متحده آمریک به اتفاق واحدهایی از ارتش فرانسه آزاد عملیات پیاده شدن در ساحل نرماندی(ساحل کانال مانش) ر آغاز کردند. هدف این اردوکشی، آزاد کردن فرانسه و سپس اروپای غربی از چنگال هیتلر و سبک کردن بار جنگ از دوش ارتش روسیه شوروی بود ت روسه بتوانند به سرعت آلمانیه ر از خاک خود برانند. در نتیجه از دو بخش شرقی و غربی اروپ هیتلر در محاصره قرار گرفت و برلین در ۸ مه ۱۹۴۵ پس از خودکشی هیتلر سقوط کرد.در پی مرگ هیتلر دریادار فون دونیتس که از سوی هیتلر پیشوای دولت نازی شده بود تسلیم بی قید و شرط ر در برابر متفقین پذیرفت.
جنگ در افریق و خاورمیانه
در افریقا
«ژنرال اروین رومل» که در فوریه 1941 ب یک لشکر کامل زرهی به شمال افریق فرستاده شده بود، در ابتدای پیاده شدن در افریق به پیروزیهای حیرت انگیزی در مقابل بریتانیاییه دست یافته بود. در اواخر سال 1941 و اوایل سال 1942 که سوخت کافی به نیروهای وی رسیده بود، رومل ب یک حمله برق آس در ظرف یک هفته، سیصد مایل پیشروی کرد و از مرز مصر گذشت، ولی در ایستگاهی کوچک به نام «العلمین» متوقف شد. این به آن دلیل بود که متفقین که متفقین کلیدهای رمز آلمان و ایتالی ر کشف کرده بودند. به هر کاروان تدارکاتی به سرعت حمله میشد. توقف آلمانیه در «العلمین» فرصتی به بریتانی داد ت نیروهای خود ر تجدید کند، «ژنرال برنارد لاو مونتگومری» به فرماندهی سپاه هشتم بریتانی منصوب شد. نیروهای بریتانی آماده ضد حمله به آلمانیه شدند. نخستین جنگ رومل و مونتگومری به «جنگ علم حلفا» مشهور شد. نیروهای رومل نمیتوانستند از سد آتش توپخانه انگلیسیه بگذرند. در ضمن بیشتر سوخت ارسالی به افریق به قعر دری رفته بود. رومل تقاضای کمک سریع کرد، ولی این کمک هرگز به وی نرسید. مونتگومری در 23 اکتبر، ضد حمله خود ر ب آتش شدید توپخانه آغاز کرد. این «نبرد دوم العلمین» بود که کار آفریک کورپس رومل ر یکسره کرد. غرق شدن چهار کشتی حامل بنزین در بندر «طبرق» سبب شد ت نیروی زرهی رومل از کار بیفتد. فاجعه دیگر زمانی رخ داد که نیروهای آمریکایی در مراکش و الجزایر در مسیر عقب نشینی رومل پیاده شدند. نیروهای آلمان و ایتالی در شمال افریق که 91 هزار نفر بودند ت ماه مه همان سال تسلیم شدند. در نوشتههای رومل که پس از مرگش چاپ شده است، این جمله به چشم میخورد:
«از دلاورترین مردان، بدون اسلحه کاری ساخته نیست، اسلحه بدون مهارت به هیچ دردی نمیخورد و در جنگ متحرک از اسلحه و مهمات کاری بر نمیآید، مگر وسیله نقلیه و سوخت کافی برای جابه جایی آنه وجود داشته باشد».
انگیزه ورود آمریک به جنگ جهانی دوم
دولت ایالات متحده آمریک در فاصله بین دو جنگ جهانی یعنی ۱۹۱۸ ت ۱۹۳۹ در حالی که اروپ در یک بحران فزاینده اقتصادی به سر میبرد و این بحران هم در آمریک به وجود آمد، ام دولت آمریک و صاحبان صنایع چرخ صنایع خود ر در جاده تولید صنایع نظامی به حرکت درآوردند، به طوری که در زمان آغاز جنگ دوم جهانی در اروپ در ۱۹۳۹ توانسته بود که در زمینه تولید هواپیما، کشتی جنگی و تجارتی، توپ و تانک و صنایع جنبی نظامی بیش از کشورهای روسیه، انگلستان، فرانسه و آلمان جنگ افزار تولید نماید. این حرکت در آمریک باعث رونق صنایع و اقتصاد آمریک شد ام محصولات تولید شده میبایستی در جایی مصرف شود ت روند تولید متوقف نشود. روزولت رئیس جمهور آمریک در ابتدای جنگ اعلان بی طرفی کرد ام به فکر مصرف سلاحهای تولید شده بود. به این جهت در ۱۱ مارس ۱۹۴۱ قانونی از کنگره آمریک به نام «قانون وام و اجاره» (The Lend Lease Act) به تصویب رسید. به دنبال تصویب این قانون بود که زیردریاییهای آلمان در اقیانوس اطلس مزاحم کشتیهای آمریک شدند که برای انگلستان ملزومات نظامی حمل میکردند. به دنبال حمله ناگهانی ارتش آلمان به روسیه در ۲۲ ژوئن ۱۹۴۱ و پیشرفت سریع ارتش هیتلر به سمت مسکو، لنینگراد و استالینگراد و اعلان جنگ میهنی در روسیه بر ضد تجاوز نازیسم، چرچیل از فرصت استفاده کرد و ضمن ملاقات ب روزولت در عرشه کشتی «پرنس آف ولز» (Prince of Wales) ضمن محکوم کردن تجاوز به شوروی، روسه ر به کمک آمریک امیدوار ساخت. از آن پس عمل دولت آمریک نیز به متفقین پیوست و در ۲۵ اوت ۱۹۴۱ برای انتقال کمکهای انگلیس و آمریک به شوروی خاک ایران اشغال شد و سیل کمکهای تسلیحاتی آمریک به سوی روسیه شوروی سرازیر شد. واقعه حمله ژاپن که متحد آلمان بود، به بندر «پرل هاربور» در هاوایی باعث شد که آمریک در دسامبر ۱۹۴۱ به آلمان اعلان جنگ داده و کشور ایالات متحده در این مرحله رسم و عمل ب آلمان و ژاپن و ایتالی وارد جنگ و جنگ از محدوده اروپ خارج شد و جنبه جهانی پید کرد.
تاریخچه تدارک جنگ جهانی دوم
در قطعنامه ای که روز ۱۹ دسامبر ۱۹۲۷ در پانزدهمین کنگره ی حزب کمونیست شوروی تصویب شد، آمده است:«باید احتمال حملهی نظامی به شوروی ر در نظر گرفت.» این تنه یک مصوبهی بیسرانجام برای کتابهای تاریخ نبود و دولت شوروی برای آن یک برنامهریزی دقیق کرد به طوری که ۱۵۲۳ کارخانه که سال ۱۹۴۱ ب تهدید آلمان هیتلری روبهرو بودند به شرق کوههای اورال منتقل گشتند. استالین در سال ۱۹۳۷ تصمیم گرفت ت صفوف حزب ر پاکسازی و تصفیه کنند. گوبلز در سال ۱۹۴۳ گفت:«م گمان میکردیم که استالین ب این کار ارتش سرخ ر نابود میکند، ام عکس این قضیه اتفاق افتاد. بلشویسم قادر شده است ت تمام نیرویش ر علیه دشمن خود به کار گیرد.» در ژوئن ۱۹۴۱ بود که حزب کمونیست شوروی ۹۵ هزار تن ر بسیج کرد، در ۱۹۴۳ این حزب ۲ میلیون و ۷۰۰ هزار تن عضو داشت و تقریب همین تعداد در سازمان جوانان بودند که در جبههه فعالیت داشتند. حزب کمونیست در مناطق اشغالی هم نیروهای پارتیزان ر سازماندهی کرد. تعداد پارتیزانه یک میلیون نفر بود که در ۱۰۰۰ واحد مخفی متشکل شده بودند. یک آمریکایی به نام اورل هاریمان در کتابی که سال ۱۹۷۵ به نام فرستاده ویژه منتشر نمود، نوشت:«استالین از روزولت اطلاعات بیشتری داشت، از چرچیل واقعگراتر بود و از جنبه های مختلفی بهترین فرمانده جنگی بود.»
نتیجه جنگ
نتیجه ی سیاست تجاوزگرانه آلمان هیتلری در چهار سالی که از پی آمد ۲۵ ت ۳۰ میلیون کشته در شوروی بود، یعنی روزی ۱۷ هزار نفر. پنجاه درصد این کشتهشدگان خارج از شرایط «عادی» جنگ جان خود ر از دست دادند. به جز اینان، ۳ میلیون روس در اردوگاههای آلمان و به ویژه در اتاقهای گاز از پای درآورده شدند. در بلاروس یک میلیون و ۸۰۰ هزار نفر در پی اشغالگری ارتش هیتلری کشته شدند و در لنینگراد هم یک میلیون نفر قربانی ۹۰۰ روز محاصره گشتند. نتیجهی سیاست جنگی آلمان هیتلری در چهار سالی که از پی آمد .۵ میلیون کشته در دنی و تقسیم مجدد جهان بود.
جنایات جنگ دوم جهانی
بزرگترین جنایت جنگ دوم چه بود؟ کشتن یهودیها، مرگ مردم در لنینگراد، کشتار هزاران نفر در رم، کشتارهای دسته جمعی در پاریس و کشتار شهر درسدن آلمان...؟ متفقین ب کمک قدرت عظیم تبلیغاتی خود موفق شدند ت بزرگترین جنایات خود ر «اقدامی عادی» جلوه دهند.
۱۳ فوریه ۱۹۴۵ (۲ماه قبل از پایان جنگ) در حالی که پیروزی متفقین قطعی مینمود به فرمان چرچیل برای «پیشبرد سریع تر»، دستور محو شهر داده شد. ۲ هزار بمب افکن سهمگین متفقین طی ۴۸ ساعت شهر ر به ویرانه تبدیل کردند. شدت انفجاره به حدی بود که آسفالت خیابانه نیز ذوب شد. آتش نشانی برای کمک به مردم بیگناه نبود. ۲۵۰ هزار نفر اهالی شهر طی ۲ روز جان باختند. درسدن ر بی گمان میتوان فاجعه جنگ دوم جهانی در اروپ دانست. نظامیان انگلیسی و آمریکایی در پاسخ به این سؤال که دلیل چنین بمباران مدهشی چه بود تنه اظهار داشتند «بررسی توان هوایی» و حذف دشمن. ام اکنون پس از ۶۰ سال این سؤال باقی است اگر ارتشهای چند میلیون نفره متفقین این شهر ر دور میزدند و به برلن بدون دفاع حمله میکردند چه میشد؟ باید به این نکته تلخ اعتراف کرد که جنایتکاران جنگ دوم تنه آلمانه نبودند.
تلفات آلمان در جنگ دوم در برخی منابع ۵ میلیون نفر اعلام شد که ۳/۳ میلیون نفر آن سرباز و ۱/۷ میلیون آن (تخمینی) مردم بیگناهی بودند که در بمباران کشته شدند. پس از پایان جنگ اعلام شد که ۱/۳ میلیون تن بمب بر سر ۱۳۱ شهر آلمان فرو ریخته شده که نتیجه آن بی خانمانی ۸ میلیون آلمانی بود.
پی آمد جنگ
پیروزی ارتش سرخ بر نازیسم و ارتش هیتلری تنه یک پیروزی برای مردم شوروی نبود، آثار آن در کشورهای غرب اروپ هم ب نفوذ احزاب کمونیست در میان مردم پدیدار شد در سال ۱۹۴۶ نزدیک به ۲۸ % به حزب کمونیست فرانسه رأی دادند. حزب کمونیست حت در بلژیک در سال ۱۹۴۴ دوازده هزار عضو داشت و تعداد آنان یک سال بعد به ۱۰۳ هزار نفر افزایش یافت و از همین ج بود که طبقهی کارگر کشورهایی مانند ایتالیا، فرانسه، بلژیک و غیره توانستند دستاوردهای اجتماعی بسیاری ر مطالبه کرده و به چنگ آورند.
چند سال پس از پیروزی ارتش سرخ بر آلمان هیتلری جنبشهای رهاییبخش ملی شکل گرفتند و یکی پس از دیگر بر استعمارگران پیروز شدند.
نویسنده امریکایی ارنست همینگوی پس از پیروزی شوروی بر آلمان هیتلری در جنگ جهانی دوم نوشت: «هر انسانی که آزادی ر دوست دارد بیش از طول عمرش به ارتش سرخ و شوروی سپاسگزاری بدهکار است.»
پایان جنگ
کنفرانس تهران ب شرکت چرچیل، روزولت و استالین از ۲۸ نوامبر ت اول دسامبر ۱۹۴۳ به صورت سری برگزار شد. هدف کلی این کنفرانس توافق در مورد چهره جهان پس از پایان جنگ جهانی دوم بود.
جنگ در اروپ پس از تسلیم آلمان نازی در ۸ می، ۱۹۴۵ پایان یافت، ام در آسی و اقیانوس آرام ت بمباران اتمی هیروشیم و ناگازاکی و بعد آن تسلیم ژاپن در ۲ سپتامبر، ۱۹۴۵ ادامه داشت.
اشتباهات جنگی هیتلر بزرگترین اشتباهات هیتلر که منجر به تغییر سرنوشت جنگ شد: -
عدم استفاده از تکنولوژیهای پیشرفته -
توقف ۴۸ ساعته دونکرک -
حمله به روسیه -
حمله به یوگسلاوی -
ارتشهای درگیر -
ارتش آلمان در جنگ جهانی دوم -
ارتش انگلیس در جنگ جهانی دوم -
ارتش ایتالی در جنگ جهانی دوم
منابع : جنگ جهانی دوم پيمان عدم تجاوز آلمان - شوروی نقش ناشناخته شوروی در جنگ دوم جهانی مرجع چرچیل، وینستون (۵۳- ۱۹۴۸)، جنگ جهانی دوم، ۶ جلد گیلبرت، مارتین (۱۹۹۵) جنگ جهانی دوم، فونیکس، شابِک ۱۸۵۷۹۹۳۴۶۲ کیگان، جوهان (۱۹۸۹) جنگ جهانی دوم لیدل هارت، سر باسیل (۱۹۷۰)، تاریخچه جنگ جهانی دوم، کسل کو؛ پَن بوک، ۱۹۷۳، لندن ویلیامسون موری و آلن آر. میلت (۲۰۰۰) جنگ به سوی پیروزی: جنگجویان جنگ جهانی دوم، شابِک ۰۶۷۴۰۰۱۶۳X ریچارد اُوری، چر متفقین پیروز شدند، پیمیلکو، (۱۹۹۵). شابِک ۰۷۱۲۶۷۴۵۳۲ گرهارد اِل. وینبرگ، جهان به سوی جنگ افزارها: تاریخچه جهانی از جنگ جهانی دوم (۱۹۹۴) شابِک ۰۵۲۱۴۴۳۱۷۲ |